|
********* مائده و حامي + یادگاری چهارشنبه 1387/03/01 17:29 توسط ღ مائده و حامی ღ |
سفره عقدمون خدايا هزاران هزار مرتبه شكرت ********** مائده و حامي + یادگاری جمعه 1387/02/13 16:28 توسط ღ مائده و حامی ღ |
بزرگ ترین هدیه ی من به تو قلبم بود...قلبی که از اولین دیدارمان شود جایگاه عشق تو... قلبی که در سینه ام است فقط برای تو برای عشق تو می تپد...قلبم با تمام عشقی که در آن است به تو تعلق دارد... قلبم از اول هم ماله تو بود...مواظب قلب خودت باش... برنج سفره عقدمون ******** مائده و حامی + یادگاری شنبه 1387/01/31 18:22 توسط ღ مائده و حامی ღ |
فریاد زد چکاوک: نوروز می رسد تاک برهنه گفت: گر جان به مژده تو فشانم روا بود اما هنوز سرمای بهمنی، نشکسته است وین برف دیرپای انگار تا ابد بر فرق کاج پیر خانه نشسته است آن کاروان شادی و گل از کدام راه در این هوای سرد توان سوز می رسد ؟ *** بید کهن به رقص در آمد که : غم مدار ! تا من به یاد دارم، نوروز دل فروز نوروز جاودانی نوروز مردمی در وقت خود شکفته و پیروز می رسد هر جای این جهان که ز ایران نشانه ای است در پیشواز نوروز از شور و شادمانی از پرچم وچراغ از سبزه وبنفشه، گل آذین و تابناک جان پاک، خاک پاک دل پاک، عشق پاک چشمی به راه باشد مشتاق و بیقرار کاین پنج روز زندگی آموز می رسد *** دیروز را به خاطر بسپار و بازگرد ! . . . زنده یاد استاد فریدون مشیری ********** خدایا شکرت امسال عید یه رنگ و بوی دیگه ای داره چون ما هم دیگرو داریم مائده و حامی + یادگاری یکشنبه 1386/12/26 15:17 توسط ღ مائده و حامی ღ |
+ یادگاری جمعه 1386/12/03 20:4 توسط ღ مائده و حامی ღ |
ايراني باشيم
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست، چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود" اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم! شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ American اش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند. سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است چند سالي ست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند. كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت. اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود . سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود... بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!" اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند. سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند. ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند. اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست .با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند! براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد. شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم. **************** روز عشاق ایرانیان مبارک. + یادگاری یکشنبه 1386/11/28 16:54 توسط ღ مائده و حامی ღ |
تا هشت، نه سال پیش کسی در ایران روز والنتاین را نمی شناخت اما از وقتی ماهواره و اینترنت به خانه ها وارد شدند، والنتاین را هم با خود آوردند. شاید به این خاطر که با وجود مناسبت های بسیار زیبا، جای چنین روزی برای ابراز محبت در تقویم ما خالی بود. اما این روز به چه مناسبتی گرامی داشته می شود و چرا به این نام معروف شده است؟ اولین پیغام عاشقانه ی والنتاین پس از گذشت سده های طولانی، شعری بود که از طرف چارلز دوک اورلئان برای همسرش ارسال شد. او که در جنگ دستگیر شده و در برج لندن روزهای باقیمانده به اعدامش را می شمرد شعری خطاب به همسر محبوبش نوشت و کلمه والنتاین را در آن به کار برد. با این همه تا قرن هفدهم این روز همچنان ناشناخته بود و پس از آن به تدریج در انگلستان، فرانسه، آمریکا و استرالیا رایج شد. والنتاین در لغت به معنای معشوق و محبوب است. نخستین رد پاهایی که از این نام در تاریخ دیده می شود مربوط به دوران پیش از مسیحیت در روم باستان است. بهار رومیان از ماه فوریه -بهمن- آغاز می شد و آنان اعتقاد داشتند فوریه ماه تصفیه و پاک شدن از پلیدی هاست. آنها بعد از خانه تکانی فستیوال لوپرکالیا را در روز پانزدهم ماه برگزار می کردند و به نیایش برای برپا شدن محصولات کشاورزی می پرداختند. در این جشن همه ی دختران مجرد شهر اسامی خود را روی یک تکه کاغذ می نوشتند و آن را داخل گلدانی ویژه می ریختند. آنگاه هر کدام از پسرهای مجرد یکی از آن اسامی را در می آوردند و با صاحب آن نام آشنا می شدند و این کار اغلب به ازدواج می انجامید. بعدها در تاریخ مسیحیت ما شاهد حضور سه کشیش به این نام هستیم که هر سه شهید عشق و محبت هستند. یکی از افسانه ها از زندگی کشیشی یاد می کند که در قرن سوم میلادی در رم می زیسته. هنگامی که امپراتور وقت به این نتیجه می رسد که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل باکفایت تر و قدرتمندتر هستند، ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام می کند تا به این ترتیب به تعداد سربازان خود بیفزاید. اما والنتاین کشیش که این حکم را بسیار ناعادلانه می دانسته از فرمان کلادیوس سرپیچی می کند و زوجهای جوان را در خفا به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که امپراتور از این عمل آگاه می شود، وی را به مرگ محکوم می کند. البته می گویند علت اعدام والنتاین تلاش وی برای فراری دادن یکتاپرستان اسیر در زندان ها بوده است. بز اساس یکی دیگر از داستانهای به جا مانده، والنتاین خود فرستنده ی اولین هدیه والنتاین برای معشوقش بوده است. می گویند او در زمان زندانی بودن عاشق دختر زندانبان خود می شود؛ دختری نابینا که عشق پاک مرد روحانی بینایی اش را بازمی گرداند. او پیش از مرگ نامه ای برای آن دختر می نویسد و در پایان چنین امضا می کند: والنتاین تو. و این عبارتی است که امروز در انتهای بسیاری از نامه های عاطفی دیده می شود. در هر حال گرچه داستان واقعی زندگی سنت والنتاین در هاله ای از ابهام فرو رفته اما در تمام افسانه ها او نمادی از همدلی، مهربانی، عشق و انسانیت است و همین ها باعث شده تا او به یکی از معروف ترین و محبوب ترین قدیس ها در طول قرون تبدیل شود. در قرون وسطی فرانسوی ها و انگلیسی ها که رسم قرعه کشی رومیان برای انتخاب همسر را خلاف آیین الهی می دانستند، روز 14 فوریه را به عنوان روز آغاز فصل جفت گیری پرندگان پذیرفتند و آن را گرامی داشتند. اشعاری که بر روی پاپیروس ها، ظروف و دیوار نگاره های مصر باقی مانده اند زندگی مردم روزگار کهن سرزمین نیل را به ما نشان می دهند. جالب اینجاست که در این اشعار برخلاف آنچه در فرهنگ های دیگر دیده می شود، صرفا مردها به ابراز علاقه نمی پردازند و همسران با هم گفت و گو می کنند. شاعرانگی و تازگی این سروده ها باعث شده تا هنرمندان معروف و نوگرایی قبل از راپاوند از آنها در شعرهای خود استفاده کنند. عاشقانه های مصر باستان مرد جوان: اگر باد بیاید بر افرا خواهد وزید اگر تو بیایی به سوی من خواهی آمد زن جوان: عشق تو در تن و جانم رخنه کرده چون نمک که در آب می آمیزد، چون مهر گیاه که به رزین آغشته می شود به تماشای دلدارت بشتاب چون اسبی جنگ آور که ه میدان کارزار می شتابد. مائده و حامی + یادگاری چهارشنبه 1386/11/24 6:22 توسط ღ مائده و حامی ღ |
|