|
دوشنبه 1388/04/01 ( 8:3 ) |
اي بـراي فصــل پــرواز ، تـو قــشنگتـرين بهـانــه
مي خـوام از تو بنويســـم ، تـو که معنـي طلــوعـي
واســه عاشــقانه خــوندن ، مثـل نقطــۀ شـــروعـي
مي خوام از نگات بخونم ، که واسه من خود درياس
گم شدن تو عشق چشمات ، واسه قلب من يه رؤياس
مي خوام از دلت بخـونم ، که قشنگتـر از ستــاره س
زنـدگيــم فـــداي اون دل ، مُـــردنم بـا يـه اشــاره س
مي نويسـم و مي خــونم ، تـا نفـــس تــو ســـينه دارم
به اميــد لحظــه اي کـه ، سر رو شـونه هات بـذارم
سلام به همه ي دوستان
اين روزها كمتر ميام تو نت
چون فصل امتحاناته
خيلي استرس دارم آخه بعد امتحانات بايد بريم دنبال برنامه ي عروسي و فكرم مشغوله!!!!
اصلا رو درس تمركز ندارم
برام دعا كنيد امتحاناتم خوب شه
تو اين موقعيت پر استرس و دلهره ........فقط فكر كردن به عشقم آرومم ميكنه
البته الان موقع امتخاناته هر دومونه كمتر همو مي بينيم..........و همش دلتنگي حامي جونمو مي كنم
با آرزوي موفقيت براي همه ي شما دوستان و مخصوصا عشق عزيز و لذيذم ......
|
نوشته شده توسط ღحامی و مائده ღ
|

