تبليغاتX
*•. حـــــــامــــــی .•*

*•. حـــــــامــــــی .•*

خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه کنی؟»
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»
خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
« زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟»
من سؤال کردم: « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟»
خدا جواب داد....
« اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند»
«اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند»
«اینکه با نگرانی به اینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در اینده زندگی می کنند»
«اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت....
سپس من سؤال کردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند»
« اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند»
«اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند»
« اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند»
« یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است»
« اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند»
« اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند»
« اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند»
باافتادگی خطاب به خدا گفتم:
« از وقتی که به من دادید سپاسگذارم»
و افزودم: « چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟»
خدا لبخندی زد و گفت...
«فقط اینکه بدانند من اینجا هستم»
« همیشه»

 

+ یادگاری چهارشنبه 1386/01/22 21:36 توسط ღ مائده و حامی ღ |


 

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز

نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج می شود – خاموش

نه این صداقت حرفی که در سکون میان دو برگ این گل شب بوست

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.

 

و فکر می کنم که این ترنم موزون تا ابد شنیده خواهد شد اگر وصال نصیبمان نشود.

 

+ یادگاری چهارشنبه 1386/01/15 22:38 توسط ღ مائده و حامی ღ |


 

حـــــــــــامــــــــی جان

انتظار ، خلاصه ای از نام زیبای توست . چقدر دلنشین است عمری نشستن در کمین

نیم نگاهی از تو و به تصویر کشیدن لحظه آمدنت و مهربانی تو با چشم به در دوختگان

تو بهترین عشقی که خدا سایه اش را برای سرنوشت من آفرید . کاش به دوری امر کنی

تا برای یک چشم بر هم زدن هم که شده پرده میان ما بیفتد و بتوانیم یک دل سیر همدیگررا نگاه کنیم

 ( گفتم بهونه قشنگم )

 میخواهم بگویم دوستت دارم ، تا حال ، تا همیشه، تا مرگ.

 

+ یادگاری جمعه 1386/01/10 18:58 توسط ღ مائده و حامی ღ |


 

امیدوارم سال دیگه با هم و در کنار هم .......

الهی آمین........

 

+ یادگاری پنجشنبه 1386/01/09 8:38 توسط ღ مائده و حامی ღ |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ღبه نام تنها حـــامـــی ღ


تقدیم به او که میراث عشق

را از او به یادگار دارم...

تقدیم به او که مظهر عشق

مجسم بود...

تقدیم به حامیم...

او که دریای مهر است...

آسمان وفا و گیتی عشق...

برای تو می نویسم...

تویی که بودنت بهار و

نبودنت خزانی سرد است...

حـــامـــی عزیزم

دوستت دارم را دل آمیزترین

شعر جهان یافتم و تقدیم

می کنم به تو که بهترینی...

حـــامــی عزیز تر از جانم

این وبلاگ رو به مناسبت روز

میلادت طراحی کردم که در

برابر مهربانی هایت اندک است.

امیدوارم خوشت بیاد...


9/4/85


صفحه نخست
پست الکترونیک


دوستانم

انواع کتاب
من خودمم
سه بعدی
فرشته
سکوت شیشه ای
اشک شقایق
شقایق
عجب این روزگار دل سرد با ما
اشک یخی
جواب
عشق خدائی
جهانی پشت امواج
وبلاگ طرفداران داریوش اقبالی
وبلاگ طرفداران استاد سیاوش قمیشی
بحریست بحر عشق
خدا با من است
خورشید درون
حکایت های جالب و خواندنی
در آغوش خداوند
فرزند خاک
من و چابی
مجسمه کاغذی
افسانه دنیا
آرشیو همراهانم


دل نوشته های ما

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385


آرشیو موضوعی

تولد حامی من
خاطرات مائده و حامی


همراهانم

حامی(وبلاگ حامی من نیست)
غنچه
دانلود نرم افزاری
ندا همسفر نسیم
داستانهای زیبا
گفتنی های ندا
آریا
هزار و یک شب
میکروسافت
خیلی دوسش دارم
مسعود ده نمکی(کارگردان فیلم اخراجی ها)
آشفته
نگاه عشق
دنیای ان ال پی
همدلی


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


ღ ترانه ای برای بیان قسمتی از احساسم ღ