تبليغاتX
*•. حـــــــامــــــی .•*

*•. حـــــــامــــــی .•*

 

 

http://tn3-1.deviantart.com/fs10/300W/i/2006/138/d/0/Snowing_In_The_Summer_by_DSent.jpg

 

 

پاسی از شب رفته بود و برف می بارید
 چون پر افشانی پر پهای هزار افسانه ی از یادها رفته
باد چونان آمری مأمور و ناپیدا
 بس پریشان حکمها می راند مجنون وار
 بر سپاهی خسته و غمگین و آشفته
برف می بارید و ما خاموش
 فار غ از تشویش
 نرم نرمک راه می رفتیم 

 

 

 

http://www.asianews.ir/photo/p3836.jpg

 

 

 


 کوچه باغ ساکتی در پیش
هر به گامی چند گویی در مسیر ما چراغی بود
 زاد سروی را به پیشانی
 با فروغی غالبا افسرده و کم رنگ
گمشده در ظلمت این برف کجبار زمستانی
 برف می بارید و ما آرام
 گاه تنها ، گاه با هم ، راه می رفتیم

 

 

 

http://mehrnews.com/mehr_media/image/2006/01/172301_orig.jpg

 

 


 چه شکایتهای غمگینی که می کردیم
 با حکایتهای شیرینی که می گفتیم
 هیچ کس از ما نمی دانست
کز کدامین لحظه ی شب کرده بود این بادبرف آغاز
هم نمی دانست کاین راه خم اند خم
 به کجامان میکشاند باز
 برف می بارید و پیش از ما
 دیگرانی همچو ما خشنود و ناخشنود
زیر این کج بار خامشبار ،‌از این راه
 رفته بودندو نشان پایهایشان بود

 

 

http://www.ehsandiary.com/archives/Barf2.jpg


 

 

2
پاسی از شب رفته بود و همرهان بی شمار ما
 گاه شنگ و شاد و بی پروا
 گاه گویی بیمنک از آبکند وحشتی پنهان
 جای پا جویان
زیر این غمبار ، درهمبار
سر به زیر افکنده و خاموش
 راه می رفتند

 

 

 

http://tinypic.com/viikuv.jpg

 

 

 


 وز قدمهایی که پیش از این
 رفته بود این راه را ،‌افسانه می گفتند
 من بسان بره گرگی شیر مست ، آزاده و آزاد
می سپردم راه و در هر گام
گرم می خواندم سرودی تر
 می فرستادم درودی شاد
 این نثار شاهوار آسمانی را
که به هر سو بود و بر هر سر

 

 

 

http://i14.tinypic.com/6z7pstt.jpg

 

 

 


 راه بود و راه
 این هر جایی افتاده این همزاد پای آدم خکی
 برف بود و برف این آشوفته پیغام این پیغام سرد پیری و پکی
و سکوت ساکت آرام
 که غم آور بود و بی فرجام
 راه می رفتم و من با خویشتن گهگاه می گفتم

 

 

 

http://jadi.civiblog.org/_photos/iran_view_winter.jpg

 

 

 


 کو ببینم ، لولی ای لولی
 این تویی ایا بدین شنگی و شنگولی
 سالک این راه پر هول و دراز آهنگ ؟
 و من بودم
که بدین سان خستگی نشناس
 چشم و دل هشیار
 گوش خوابانده به دیوار سکوت ، از بهر نرمک سیلی صوتی
 می سپردم راه و خوش بی خویشتن بودم

 

 

 

http://www.jar2.com/4/Dsktp/Nature/Snow%20and%20WAgonwheels.JPG

 

 


3
اینک از زیر چراغی می گذشتیم ، آبگون نورش
مرده دل نزدیکش و دورش
 و در این هنگام من دیدم
 بر درخت گوژپشتی برگ و بارش برف
 همنشین و غمگسارش برف
 مانده دور از کاروان کوچ
 لک لک اندوهگین با خویش می زد حرف
 بیکران وحشت انگیزی ست
 وین سکوت پیر ساکت نیز
 هیچ پیغامی نمی آرد

 

 

 

http://www.sharh.com/up/barf_tehran_jamshidieh.jpg

 

 

 

 


 پشت ناپیدایی آن دورها شاید
 گرمی و نور و نوا باشد
 بال گرم آشنا باشد
 لیک من ، افسوس
مانده از ره سالخوردی سخت تنهایم
 ناتوانیهام چون زنجیر بر پایم
ور به دشواری و شوق آغوش بگشایم به روی باد
 همچو پروانه ی شکسته ی آسبادی کهنه و متروک
هیچ چرخی را نگرداند نشاط بال و پرهایم
آسمان تنگ است و بی روزن
 بر زمین هم برف پوشانده ست رد پای کاروانها را
 عرصه ی سردرگمی هامانده و بی در کجاییها

 

 

 

http://i10.tinypic.com/82bdj6x.jpg

 

 


 باد چون باران سوزن ، آب چون آهن
 بی نشانیها فرو برده نشانها را
 یاد باد ایام سرشار برومندی
و نشاط یکه پروازی
که چه بشکوه و چه شیرین بود
 کس نه جایی جسته پیش از من
 من نه راهی رفته بعد از کس
بی نیاز از خفت ایین و ره جستن
آن که من در می نوشتم ، راه
 و آن که من می کردم ، ایین بود

 

 

 

http://www.sharemation.com/paypay/kalagh.jpg

 

 


 اینک اما ، آه
 ای شب سنگین دل نامرد
 لک لک اندوهگین با خلوت خود درد دل می کرد
 باز می رفتیم و می بارید
جای پا جویان
هر که پیش پای خود می دید
 من ولی دیگر
 شنگی و شنگولیم مرده
 چابکیهام از درنگی سرد آزرده
 شرمگین از رد پاهایی
 که بر آنها می نهادم پای
 گاهگه با خویش می گفتم
کی جدا خواهی شد از این گله های پیشواشان بز ؟
کی دلیرت را درفش آسا فرستی پیش
تا گذارد جای پای از خویش ؟

 

 

http://ghoghnos.com/images/ghalbehbarfi.jpg

 

 


۴
همچنان غمبار درهمبار می بارید
 من ولیکن باز
 شادمان بودم
دیگر کنون از بزان و گوسپندان پرت
 خویشتن هم گله بودم هم شبان بودم
 بر بسیط برف پوش خلوت و هموار
 تک و تنها با درفش خویش ، خوش خوش پیش می رفتم
 زیر پایم برفهای پک و دوشیزه
قژفژی خوش داشت
 پام بذر نقش بکرش را
 هر قدم در برفها می کاشت
 شهر بکری برگرفتن از گل گنجینه های راز
 هر قدم از خویش نقش تازه ای هشتن
 چه خدایانه غروری در دلم می کشت و می انباشت

 

 

http://www.interurbantrail.us/Photos/Gutelius/SnowFall.JPG

 

 


5
خوب یادم نیست
 تا کجاها رفته بودم ، خوب یادم نیست
 این ، که فریادی شنیدم ، یا هوس کردم
 که کنم رو باز پس ، رو باز پس کردم
پیش چشمم خفته اینک راه پیموده
 پهندشت برف پوشی راه من بود
 گامهای من بر آن نقش من افزوده
 چند گامی بازگشتم ، برف می بارید

 

 

 

http://www.freespiritart.com/images/winter-chickadees.jpg

 

 


 باز می گشتم
 برف می بارید
جای پاها تازه بود اما
 برف می بارید
 باز می گشتم
 برف می بارید
 جای پاها دیده می شد ، لیک
 برف می بارید

 

 

 

http://gallery.photo.net/photo/2566659-lg.jpg

 

 

 


 باز می گشتم
 برف می بارید
 جای پاها باز هم گویی
 دیده می شد ‌لیک
 برف می بارید
 باز می گشتم
 برف می بارید
 برف می بارید ، می بارید ، می بارید
 جای پاهای مرا هم برف پوشانده ست...

 

 

http://rainknight.persiangig.ir/image/other/umbrella_1.JPG

 

مهدی اخوان ثالث

*******************

یادش به خیر

قربون خدا برم

                                                                                      مائده و حامی

 

+ یادگاری سه شنبه 1386/10/25 17:19 توسط ღ مائده و حامی ღ |


تا نهايت زمانه
تا انتهاي عالم فاني
عاشقانه خواهم ماند

باتو
از كران تا كران
تا بلنداي قله هاي سفيد خوشبختي
با دو بال نازك عشق
به پرواز در خواهم آمد تجربه اولين عشق با تو
 شيرين شد

باتو گل خوشبختي
در اعماق وجودم
جوانه زد

باتو
جرقه هاي عاشق شدن در آتشكده متروك قلبم شعله كشيد
ترانه هاي عاشقانه ام با تو به حقيقت رسيد انجماد رگهاي يخ
 زده ام در شراره آغوش سوزانت ذوب شد وباتو ووجود متبرك توست
 كه مي خواهم بمانم تا هميشه و هميشه در كلبه عشق
ميزبان نفس هاي عاشقانه ات خواهم ماند دوستت دارم!
دوستت دارم!!!!!!!!
 

+ یادگاری چهارشنبه 1386/09/07 9:42 توسط ღ مائده و حامی ღ |


 

 

اما باز هم لطف و کرامت خداوندی از من دریغ نشد و این بار خداوند تو را بر سر راهم قرار داد

 

بارها به این فکر کرده ام که چه طور می توانم پاسخ این همه محبت هایت را بدهم؟

 

حال خود بگو چه کار باید بکنم؟............

 

 

 

آمدن ماه مهر، یادآور روزهای شا د و دل انگیزی است،

 

 مهر یاد آور خاطرات، خاطرات ردیف شدن تو سرسرای

 

 وجود م و حالا من پرم از مهر .............

 

از مهر و خاطراتی که بوی عشق  به همراه دارد، طعم دلداد گی

 

 و شور پیدا شدن.

 

یادش به خیر پنج سال پیش در ۱۰ مهر سال ۸۱ ساعت 

 

۹ و ۱۰ دقیقه صبح خداوند گوهری هم چون تو را به من داد.

 

به پاس این روز عزیز ، سالروزپیوند آسما نی ام با یک فرشته

 

 جشن می گیرم.

 

 

 

نمی دانم به یاد داری که گفتم هر گاه با تو صحبت می کنم طپش های قلبم دو چندان می شود

 

باور کن هنوز هم همین طور است – گویی هر گاه که با تو حرف می زنم شور و شعف خاصی در وجودم

 

رخنه می کند – طپش های قلبم به قدری بالا می رود که گاهی حتی نمی توانم کلمه ای بر زبان بیاورم.

 

 

 

حامی من  پنجمین سالگرد تولد عشقمون ، مبارک دلهامون.

 

بهترین آواز زندگی ام صدای طپش قلب تودر قلب من است و

 

بهترین روز زندگی ام روز تولد عشق توست.

 

  

 

                     

                                      

                               

 

 

دست های من و تو

 

یادش به خیر.

  

+ یادگاری سه شنبه 1386/07/10 9:10 توسط ღ مائده و حامی ღ |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ღبه نام تنها حـــامـــی ღ


تقدیم به او که میراث عشق

را از او به یادگار دارم...

تقدیم به او که مظهر عشق

مجسم بود...

تقدیم به حامیم...

او که دریای مهر است...

آسمان وفا و گیتی عشق...

برای تو می نویسم...

تویی که بودنت بهار و

نبودنت خزانی سرد است...

حـــامـــی عزیزم

دوستت دارم را دل آمیزترین

شعر جهان یافتم و تقدیم

می کنم به تو که بهترینی...

حـــامــی عزیز تر از جانم

این وبلاگ رو به مناسبت روز

میلادت طراحی کردم که در

برابر مهربانی هایت اندک است.

امیدوارم خوشت بیاد...


9/4/85


صفحه نخست
پست الکترونیک


دوستانم

انواع کتاب
من خودمم
سه بعدی
فرشته
سکوت شیشه ای
اشک شقایق
شقایق
عجب این روزگار دل سرد با ما
اشک یخی
جواب
عشق خدائی
جهانی پشت امواج
وبلاگ طرفداران داریوش اقبالی
وبلاگ طرفداران استاد سیاوش قمیشی
بحریست بحر عشق
خدا با من است
خورشید درون
حکایت های جالب و خواندنی
در آغوش خداوند
فرزند خاک
من و چابی
مجسمه کاغذی
افسانه دنیا
آرشیو همراهانم


دل نوشته های ما

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385


آرشیو موضوعی

تولد حامی من
خاطرات مائده و حامی


همراهانم

حامی(وبلاگ حامی من نیست)
غنچه
دانلود نرم افزاری
ندا همسفر نسیم
داستانهای زیبا
گفتنی های ندا
آریا
هزار و یک شب
میکروسافت
خیلی دوسش دارم
مسعود ده نمکی(کارگردان فیلم اخراجی ها)
آشفته
نگاه عشق
دنیای ان ال پی
همدلی


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


ღ ترانه ای برای بیان قسمتی از احساسم ღ